تمام زنانگی هایم عاشقانه برای تو...

از دلتنگی هام...

سلام دوستان.

اول صبح اومدم یه چیزی رو بگم و بگم.

فکر میکنم وبلاگ زنانه تر از هر زنی رو خیلیامون بشناسیم و مخاطبش باشیم.

تو مدتی که بلاگفا از دسترس خارج شده بود یه آدم نادون که حتی دوس ندارم هیچ صفتی بهش بدم چون که لایق هیچی نیس.....از طرف خانوم مژگان یه وبی توی مهین بلاگ زده.

که البته با یه نگاه اجمالی هم میشه فهمید که تمام مطالب جعلیه و صحت و پایه ی درستی نداره...

و سعی در پخش کردن این آدرس یه عنوان آدرس جدید خانوم مژگان داشته که البته کامنتش برای من هم اومد.

و این که من اومدم بگم هرکامنتی با این آدرس براتون میرسه فاقد اعتباره  و از طرف یه ذهن مریض نوشته شده.

و این که خانوم مژگان دوباره به همون روال سابش توی وب اصلی خودشون فعالیت میکنن.ینی این آدرس:

http://www.zananetar1.blogfa.com/

 

تاريخ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴سـاعت 7:54 نويسنده آوا|

من یکدانه آوایی هستم که دردانه ی مردش است...

سرشارم از عشق و احساس که به لطف پروردگارم دارایش شدم.

در این مکان از روز نوشته هاو دل نوشته هام به سبکی که هست و دارم مینویسم.

به مانند شاعری عاشقانه هایم را برای نیمه ی وجودی ام در اینجا می سرایم.

همسفر عزیز در این وبلاگ:

اگر با عقاید..دوست داشتنی هایم...باورهام نمیتوانی کنار بیایی به آوای دلم گوش کن.

برای وقتت ارزش قائل باش × سمت راست بالای وبلاگم را کلیک کن تا دلنوشته هایم از جلوی دیدگانت کنار رود.

و بدان که نوشتن حق همه ست.هیچ کس قدرت گرفتن این حق را به لطف خداوند ندارد.

آسمان همچو صفحه ی دل من
روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خواب است

خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خویش

تن صدها ترانه می رقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم

آه... گوئی ز دخمه ی دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده

بر لبم شعله های بوسه ی تو
می شکوفد چو لاله, گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله ی راز

ناشناسي درون سينه ي من
پنجه بر چنگ و رود مي سايد
همره نغمه هاي موزونش
گوئيا بوي عود مي آيد

آه ... باور نميكنم كه مرا
با تو پيوستني چنين باشد
نگاه آن دو چشم شور افكن
سوي من گرم و دل نشين باشد

بيگمان زان جهان رويائي
زهره بر من فكنده ديده ي عشق
مي نويسم بروي دفتر خويش
"جاودان باشي اي سپيده ي عشق"

تاريخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱سـاعت 15:24 نويسنده آوا|

خالی تر از سکوتم …
انبـوهــی از ترانـه
بــا یـاد صبـح روشـن اما …
امیـد باطل
شب دائـمی ست انـگار …


ادامـه مطـلب
تاريخ یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴سـاعت 17:5 نويسنده آوا| |

غمــگیــنم
همــانــنــدِ مــــرد هــــزار چــهــره که میــگفــت:
” نمــی دونــم چــرا تــو زنــدگــیم هِـــی نمــیــشه”


ادامـه مطـلب
تاريخ شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴سـاعت 15:59 نويسنده آوا| |

سلام دوستان امروز میثم اینا زود تعطیل کردن داره میاد خونه.

حالم بهتره...اما دیگه وقت نمیشه پست بذارم.شنبه میام و همه چیزو مفصل مینویسم.

این پستو واسه این گذاشتم که نگرانم نمونین.

آخر هفته ی همگی خوش.

تاريخ پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴سـاعت 15:1 نويسنده آوا|

دلــ ـــــم کــه میگیرد…
به خودم وعــ ــــده های روز خوب را میدهـــ ــم
از همــ ــان وعده های خوبــی که:
سالهــ ــــاست به امیــ ـــد رسیدنشان
تقویــ ــم را خط خطی میکنم…


ادامـه مطـلب
تاريخ چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴سـاعت 16:21 نويسنده آوا| |

آرامش یعنی...

بدون هیچ قید و شرطی

خدارو داری.

 

پی نوشت:دوستان ادامه ی مطلب با همون رمز قبلیه...

 

 

 


ادامـه مطـلب
تاريخ یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴سـاعت 14:59 نويسنده آوا| |


ادامـه مطـلب
تاريخ پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴سـاعت 15:19 نويسنده آوا| |

 

باران‬ كه هيچ …

با ‫‏تو‬ مرگ‬ هم ‫‏عاشقانه‬ است…

تاريخ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 15:48 نويسنده آوا| |

خنده های تـــو
آرزوهـــای مـن انـد
بخــند
تا برآورده شوند . . 

تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴سـاعت 16:0 نويسنده آوا| |

miss-A